أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ

589

دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )

( 1553 ) 124 / 9 « أعظمهم » . در دستنوشت ، ( گ . ) بر ميم « زبر » نهاده شده است . ( 1554 ) 124 / 10 « حليه » . چنين است در دستنوشت ( سازگار با ضبط مشهور ) ؛ مؤيّد اين است كه « حلّيه » كه پيشتر در دستنوشت بود ، سهو القلم است ، نه مورد نظر ماتن يا كاتب . ( 1555 ) 124 / 11 « فقال له . . . » . نگر : حلية الأولياء ، ج 1 ، ص 66 . براى آن كه پيشانى منقول مصنّف - طاب ثراه - مفهوم گردد ، آغاز مطلب را از « حليه » مىآوريم : « . . . ثنا أنس ( در اصل چاپى : أثس ! ) بن مالك . قال : بعثني النّبي صلّى اللّه عليه و سلّم الى أبى برزة الأسلمى فقال له - و أنا أسمع - : يا أبا برزة إن . . . » . ( 1556 ) 124 / 16 « قال : كنت عند النّبيّ - صلّى اللّه عليه و آله - : . . . » . نگر : حلية الأولياء ، ج 1 ، ص 65 . در متن چاپى به جاى « نسئل » كه در دستنوشت آمده ، مىخوانيم : « فسئل » . ( مىگويم : شايد « نسئل » حاصل بدخوانى « فسئل » باشد . ) . به جاى « جزوا » هم « جزءا » آمده . ( شايد در نسخهء ما هم كاتب و او را به عنوان كرسي همزه كتابت كرده باشد و همزه را چون بسيارى برخى موارد ديگر أصلا كتابت ننموده باشد ؛ اين احتمال از نظر بنده خالي از قوّت نيست . ) ضمنا نگر : بلابل القلاقل ( رويهء 33 و 79 از دستنوشت - بنا بر شماره‌گذارى عكس ما ) . ( شايد از اين دستنوشت و ريخت كتابتى آن بتوان در تأييد احتمالي كه در بارهء « جزو » داديم بهره گرفت . ) ( 1557 ) 124 / 24 « تيه » « تيه » : « بيابانى كه رونده در آن هلاك شود . . . ، و باصطلاح بيابانى كه موسى - عليه السّلام - با دوازده سبط بنى إسرائيل كه در هر سبط پنجاه هزار نفر بودند ، در آن بيابان مدّت چهل سال سرگردان بودند . » ( غياث اللّغات ، ص 237 ، با دگر كرد سجاوندى - رسم الخطّى ) ( 1558 ) 125 / 3 و 4 « ( 258 ) . . . كلمه است » . جايگاه « است » در دستنوشت بكمال روشن نيست و سايه‌اى و نقشى از « دست » مىبينيم ، و در مورد « الف » ( يا جز آن ) ، بقطع نمىتوانيم سخن گفت . ( 1559 ) 125 / 4 تا 6 « إذ جعل . . . عليما » . الفتح / 26 . در دستنوشت ، بهرهء شريف « و على المؤمنين » از قلم افتاده بود ؛ از مصحف كريم برافزوديم . ( 1560 ) 125 / 8 تا 10 « يايّها . . . ربّك » ؛ « و ان . . . النّاس » . المائدة / 67 . در دستنوشت . بجاى « و ان » كتابت شده است : « فان » . ضمنا ما - بنا بر باورداشت خود - « في علىّ » را عبارتى تفسيرى و توضيحى قلمداد كرديم ، ولى لزوما مدّعى نيستيم كه در اين مورد دقيقا همنظر و راوى عقيدت و منشد رأى مصنّف هستيم . نگر : تفسير كنز